تبلیغات
Majerajo weblog - نوشته های زیبای ماه مهر و بازگشایی مدارس
 
Majerajo weblog
زندگی سراسر از ماجراست گاه خوب گاه بد
درباره وبلاگ


کسی كه حفظ جان را مقدم بر آزادی بداند، لیاقت آزادی را ندارد.((بنجامین فرانكلین))


مدیر وبلاگ : شیرزاد خضریانی
مطالب اخیر
صفحات جانبی
نظرسنجی
نطرتون در مورد وبلاگم چیه؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ads

شعر و نوشته های قشنگ بازگشایی مدارس

بچه ها در ناهار خوری مدرسه به صف ایستاده بودند و سر میز یک سبد سیب بود که روی آن نوشته بود :
فقط یکی بردارید ، خدا ناظر شماست !!!
در انتهای میز ، یک سبد شکلات و شیرینی بود ! یکی از بچه ها رویش نوشت :
هر چند تا می خواهید بردارید ! خدا مواظب سیبهاست !!!

.

.

.

باز هم خواب ریاضی دیده ام
خواب خطهای موازی دیده ام
خواب دیدم میخوانم ایگرگ زگوند
خنجر دیفرانسیل هم گشته کند
از سر هر جایگشتی میپرم
دامن هر اتحادی میدرم
دست و پای بازه ها را بسته ام
از کمند منحنی ها رسته ام
شیب هر خط را به تندی میدوم
گوش هر ایگرگ وشی را میجوم
گاه در زندان قدر مطلقم
گاه اسیر زلف حد و مشتقم
گاه خط را موازی میکنم
با توان ها نقطه بازی میکنم
لشگری تمرین دارم بی شمار
تیمی از فرمول دارم در کنار
ناگهان دیدم توابع مرده اند
پاره خط و نقطه ها پژمرده اند
کاروان جذرها کوچیده است
استخوان کسرها پوسیده است
از لگ و بسط و نپر آثار نیست
ردپایی از خط و بردار نیست
هیچکس را زین مصیبت غم نبود
صفر صفرم هم دگر مبهم نبود
آری آری خواب افسون میکند
عقده را از سینه بیرون میکند
مردم زین ایکس و ایگرگ داد داد
روزهای بی ریاضی یاد باد !!!

.

.

.

بازگرد ای خاطرات کودکی
بر سوار اسبهای چوبکی
خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن ماناترند
درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود
درس پند آموز روباه و کلاغ
روبه مکار و دزد دشت و باغ
روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است
کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود
با وجود سوز و سرمای شدید
ریزعلی پیراهن از تن میدرید
تا درون نیمکت جا میشدیم
ما پر از تصمیم کبری میشدیم
پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستان ما از آه بود
برگ دفترها به رنگ کاه بود
مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی با پا ، روی برگ
همکلاسی های من یادم کنید
باز هم در کوچه فریادم کنید
همکلاسی های درد و رنج و کار
بچه‌های جامه‌های وصله‌دار
بچه‌های دکه خوراک سرد
کودکان کوچه اما مرد مرد
کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش میشد باز کوچک می‌شدیم
لااقل یک روز کودک می‌شدیم
یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچ ها که بودش روی دوش
ای معلم یاد و هم نامت بخیر
یاد درس آب و بابایت بخیر
ای دبستانی‌ترین احساس من
بازگرد این مشق‌ها را خط بزن
محمد علی حریری جهرمی

.

.

.

عشق => سرکاری
محبت => تظاهر
مهربونی => مسخرست
وفا => مرده
عهد و پیمون => دلخوشی
عاطفه => تموم شده
مهر => مدرسه‌ها باز میشه

.

.

.

در مدرسه زندگی در کلاس دنیا ، سر زنگ املا
یادمان باشد برای محبت تشدید بگذاریم تا نیم نمره از مهربانی کم نشود

.

.

.

معلم اضیظم
عذ اینکه به من خاندن و نوشطن عاموخطی حذار بار اضط ممنونم !

.

.

.

صبحی مادری برای بیدار کردن پسرش رفت
مادر : پسرم بلند شو ، وقت رفتن به مدرسه است
پسر : اما چرا مامان ؟ من نمی خوام برم مدرسه
مادر : دو دلیل به من بگو که چرا نمی خوای بری مدرسه
پسر : یک اینکه همه بچه ها از من بدشون می یاد
دوم اینکه همه معلم ها از من بدشون می یاد
مادر : اُه خدای من ! این که دلیل نمیشه ، زود باش تو باید بری به مدرسه
پسر : مامان دو دلیل برام بیار که من چرا باید برم مدرسه ؟
مادر : یک اینکه تو الآن پنجاه و دو سالته ، دوم اینکه تو مدیر مدرسه هستی !





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه پنجم مهر 1395 02:18 بعد از ظهر
عشق یعنی آرامش
شیرزاد خضریانیاحسنت
جمعه سوم مهر 1394 10:48 بعد از ظهر
چه موقع هایی میای وبلاگت
شیرزاد خضریانیسلام خوبی ممنون که وبلاکگ من رو نگاه کردی و خوشت اومده من خیلی کم میام راستشو بخوای زیاد فعال نیستم مثل قدیما نمیدونم چرا ولی اگه بیام معمولا ساعتای 3-4 عصر یا شب ساعت 10 اینا سری میزنم
جمعه سوم مهر 1394 10:46 بعد از ظهر
پهلوون شیر زاد مدیونی متن منو بخونی هیچی ننویسی واقعنی میگم ولاه
جمعه سوم مهر 1394 09:46 بعد از ظهر
همیشه توی مدرسه عادت داشتم همکلاسیامو بشمارم که ببینم کدوم پارا گراف به من میرسه هههههههههههههههههههههههههههههههههی یادش بخیر راستی شب قبل از رفتن به مدرسه در ب در دنبال کسی میگشتیم که کتابامونو جلد بگیره خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
جمعه سوم مهر 1394 09:46 بعد از ظهر
همیشه توی مدرسه عادت داشتم همکلاسیامو بشمارم که ببینم کدوم پارا گراف به من میرسه هههههههههههههههههههههههههههههههههی یادش بخیر راستی شب قبل از رفتن به مدرسه در ب در دنبال کسی میگشتیم که کتابامونو جلد بگیره خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
چهارشنبه یکم مهر 1394 01:55 بعد از ظهر
عالی بود
سه شنبه سی و یکم شهریور 1394 02:09 بعد از ظهر
عالییییییییییییییییییی بود
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1394 12:08 بعد از ظهر
سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1394 02:21 بعد از ظهر
خوبه
جمعه شانزدهم مرداد 1394 07:27 بعد از ظهر
خیییییییییییییییلی خوف بوت اینم
ادبیات ما در 19سال درس خوندن
یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 10:52 قبل از ظهر
عالی بود
دوشنبه یکم مهر 1392 09:51 قبل از ظهر
یکشنبه سی و یکم شهریور 1392 12:25 بعد از ظهر
خیلییییییییییییییییی خوب بود خوشم اومد عزیز مرسی موفق باشی
یکشنبه سی و یکم شهریور 1392 12:23 بعد از ظهر
خیلییییییییییییییییی خوب بود خوشم اومد عزیز مرسی موفق باشی
جمعه بیست و نهم شهریور 1392 05:15 بعد از ظهر
واقعاعاااااالی بود
وقت کردی به وبلاگ گروهی من سربزن
منتظرتم درپنج کماندارعشق
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1392 06:56 بعد از ظهر
ایول ایوله ایول ..بابا داش شیرزادو ایول ...داداش ترکوندی
دستت درد نکنه ... بازم ایول ...
بازم دست مریزاد
بازم ..
خدافظ
شیرزاد خضریانیthanks
سه شنبه نوزدهم شهریور 1392 10:14 بعد از ظهر
خیلی خوب بود. موفق باشید خدانگه دار
شیرزاد خضریانیthanks very much hanie jan
دوشنبه هجدهم شهریور 1392 12:10 بعد از ظهر
خیلی عالی بود
دوشنبه هجدهم شهریور 1392 12:09 بعد از ظهر
قشنگ بود
شیرزاد خضریانیkhahesh mikonm nazar lotfetone
یکشنبه هفدهم شهریور 1392 08:24 بعد از ظهر
jaaaaaaaaaaaaleeeeeeeeeeeeeeeeeeeeb boooooooooodan
شیرزاد خضریانیmamnonm in email ton ham eshtebah hastesh
جمعه هشتم شهریور 1392 10:41 قبل از ظهر
بد نیست
یکشنبه هشتم مرداد 1391 02:12 بعد از ظهر
اخریش خیلی قشنگ بود
شیرزاد خضریانیممنونم از شما بابت سر زدن به وبلاگم
چهارشنبه نهم آذر 1390 12:57 بعد از ظهر
یك مدتیه میام هیچی نمیزارین تو وبلاگتون
دوست دارم شما بنویسین منم كپی كنم تووبلاگم
شیرزاد خضریانیbashe hatman azizam be zodi mizaram jigar negaran nabash eshkali nadare weblage khodete
چهارشنبه یازدهم آبان 1390 09:24 قبل از ظهر
عشق:یعنی جان من قربان تو
محبت:یعنی لبخندی كه تو باعث آن میشی
مهربونی:یعنی همه قدرش رو میدونن
عهد وپیمان: یعنی یك چیزی ماندگار بین دونفر
عاطفه: یعنی محبت ومهر
مهر: مثل قطره اشكی كه نمیاد به جایگاه این و یكی گفته نمیدونم راست گفته یا نه؟
شیرزاد خضریانیشعرتون خیلی زیبا بود مرسی و بازم مرسی که به وبلاگم سرزدید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر